چیز!

چیز !
چه خوب می شد می تونستم از خیلی «چیزا» رها بشم نه از اون چیزا که چیز داره از اون چیزا که ازش متنفرم ،این چیز اعتماد به نفس من کجاست که انقدر منو چیز کرده ، باید چیکار کنم که این چیز اعتماد به نفسه برگرده…؟

شاید باید بگم :    ا َ چیز مَچیز لاترَچیز    |    برگرد اِی اعتماد به نفس چیز 

فکر می کنم تو دوره خاصی از زندگیم هستم و فکر کنم خیلی از هم سنای من دچارش می شن شاید هم نشن…!؟

در همین حال و هوای «چیز» بودم که تو یه انجمن گفتگو چرخی می زدم که تو قسمت امضاء شخصی ، اینو نوشته بود و خیلی منو تو فکر برد…؟

گفتم: خسته‌ام
گفت: لاتقنطوا من رحمة الله
از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53)
*****************************
گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!
گفت: فاذکرونی اذکرکم
منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152)
*****************************
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفت: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب/63)

من منتظر کشتی نجات هستم تا از این جزیره تنهایی نجاتم بده

فعلا همگی یا حق …

Advertisements

One Response to چیز!

  1. جابر says:

    سلام
    این کشتی رو باید خود بسازی
    وبه آب بندازی
    زندگی از اون چیزی که فکر میکنیم راحت تره
    فقط باید سخت نگیری
    منم همین طور بود
    سخت نگیر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: